تبلیغات
عاشقانه های مهرداد و نگین - امشب ...
امشب ... ... عمومی ,

امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی میکند مانده ام از چه بنویسم، از آنهایی که دیروز با من بوده اند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا میخوانی؟

از چه بنویسم؟ از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است؟از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟از خاطراتی که با تو در باران خیس شد یا از غزلهایی که هرگز سروده نشد؟

من عاشق خیابانی هستم که هرگز فرصت نشد با هم در آن قدم بزنیم...

من بی قرار حرفهای ناب تو ام..حرفهایی که در رویا هایم در یک بعد از ظهر آفتابی به من خواهی گفت..

من چشم انتظار نگاه جذاب تو ام .....

کی مرا میبینی؟؟؟؟


2نوشته شده در جمعه 17 فروردین 1386 ساعت 01:34 ق.ظ توسط مهرداد   نظر شما ()
ویرایش شده در جمعه 17 فروردین 1386 ساعت 05:34 ب.ظ

صفحات :