تبلیغات
عاشقانه های مهرداد و نگین - .....
..... ... عمومی ,

اینگونه که من هستم اینگونه اگر باشم

بهتر که نباشم من یا جای دگر باشم

در باز شد وکم کم در کوچه به راه افتاد

این راوی سر گردان این من که اگر باشم

در بست بله لطفا آهسته جلو رفتم

گفتم سر یک کوچه باید دم در باشم

این پرسه ی هر روزه یک عادت مرموز است

دنبال تو میگردم تا مرد خطر باشم

میخواهم از اینجا تا هر جا که نمیدانم

در مشرق چشمانت مشغول سفر باشم

یک لحظه نگه دارید پس هم سفر من کو

 من یک نفرم اما باید دو نفر باشم ...


2نوشته شده در یکشنبه 17 تیر 1386 ساعت 11:37 ب.ظ توسط مهرداد   نظر شما ()
ویرایش شده در دوشنبه 18 تیر 1386 ساعت 10:37 ب.ظ

صفحات :